سخنی با اهل وب

توسط فرزاد بیان

سخنی با اهل وب

چند باری میشد که ایده‌ی این نامه به ذهنم زده بود و هربار به هر دلیلی فکر نوشتن‌اش رو بیرون می‌کردم و خودم رو توجیه که نه گفتن نداره و…

تا اینکه بالاخره این بار شروع کردم به نوشتن؛ باز هم به هر دلیلی.

لازم به توضیحه که در تمام طول این متن، خودم رو در جایگاه راوی داستان قرار میدم و از هیچ‌یک از انتقادات وارده مبرا نمی‌دونم. وبلاگم رو هم (بغبغو) تنها به عنوان یک مثال و نمونه به کار می‌برم و تفاوتی با سایرین وجود نداره.

قریب به ۲ سال از راه‌اندازی این وبلاگ می‌گذره. در این مدت از دوستان زیادی کمک گرفتم، و بسیاری منو در این راه همراهی کردن و لطف‌شون شامل حال من و وبلاگم شده.

روی اصلی صحبتم نه با خوانندگان عادی‌ست و نه با سردبیر نشریه‌ها و مجلات؛ که با فعالان وب، این دوستان نزدیک و همکاره.

مشکل کجاست؟ ناخشنود از اینم که وبلاگ‌های ما انباشه شده از مطالب حوزه‌ی فناوری و تکنولوژی و همه از نبود ایده‌های نو، وبلاگ‌های تازه و موضوعات خلاقانه شکایت داریم؛ و به موازات اون «عملا» حمایت صحیحی از حرکت‌های تازه‌ صورت نمی‌گیره.

وقتی وب‌سایت‌های بزرگی رو می‌بینم که برای قرار گرفتن در لیست «لینک دوستان» اونها به جای تولید محتوای غنی، باید هفتگی یا ماهانه «پول» بپردازیم؛ وقتی احساس می‌کنم که داره رفته‌رفته جای «معرفی هفته»ها به «رپورتاژ» – که البته هیچ انتقادی به این نوع نوشته وجود نداره – داده میشه…

..

لازم به توضیح نیست که هرکس درک می‌کنه که این انتقاد و این موضوع گسترده‌تر از اینهاست که با حمایت صِرف از ایده‌های جدید حل بشه و ناگفته نماند که اینها نهایتاً باعث شده تا امروز به این باور – شاید نادرست – برسم که وب فارسی «شکننده» است.

مثل این شده که هرکس گوشه‌ای از این سرزمین بایر رو انتخاب و شروع می‌کنه به کندن. اغلب از کندن خسته میشن و زمین رو رها می‌کنن و در این بین تعداد کمی هستن که به آب می‌رسن. غافل از اینکه اگه دیگری رو کمک کنیم، خیلی زودتر دوتایی با هم به آب می‌رسیم.

در غالب ایرادات ما، پای مشکلات ساختاری در میونه. فراموش نمی‌کنم که برای راه‌اندازی اولین وبلاگ وردپرسی‌ام چقدر سختی کشیدم و بارها برای نصب این سیستم مدیریت محتوا تلاش کردم و شکست خوردم. کافیست عبارت «آموزش وبلاگ‌نویسی» رو در گوگل جستجو کنید تا بهتر به صحت این مطلب پی ببرید. گاه می‌بینم که اینقدر به حاشیه‌ها و جزییات وب پرداخته شده که انگار انتظار می‌ره که همه، همه چیز رو بلد باشن و انتشار مبانی پایه‌ای، مساوی با از دست دادن خوانندگان «حرفه‌ای» سایت تلقی میشه. چه بسیار شده که خوندن مطالبی رو برای یادگیری تکنیک‌های جدید آغاز می‌کنم و در نهایت با عبارت «از حوصله‌ی این مطلب خارج است» روبرو میشم و کجاست مطالب باحوصله.

..

نوشتن یک کامنت شاید چیزی در حدود ۳۰ ثانیه بیشتر زمان نبره (زمانی که روزانه بسیاری در سایت من صرف می‌کنند). اما ظاهراً هیچ‌یک از مدیران سایت‌های بزرگ در طول این دوسال حاضر به صرف این زمان اندک در سایت من نشدن. کامنتی که می‌تونست حداقل به من ثابت کنه که بجز اعضای تحریریه‌ی مجله‌ی همشهری، (دور) دوستان و فعالان این وب (نزدیک) هم از مطالب لذت می‌برن یا حداقل در مورد اونها نظری دارن (چیزی که تقریباً آرزوی هر وبلاگ‌نویس تازه کاریه). کمبود وقت نیست، غرور هم نیست (؟)، کم‌لطفی هم بهش نمی‌خوره؛ بگذریم. من «انتظاری» ندارم که یک طراح‌وب در مسابقات ما شرکت کنه؛

اصلا از هیچ‌کس انتظاری نداشته و ندارم؛ اما اگه انتقادی وارد باشه – طبق معمول – به خود ماست.

اینهارو گفتم تا شاید نیم‌نگاهی دوباره به مجموعه‌های بزرگ و کوچیکی که درست کردیم بندازیم و اینبار به جای بررسی گوشه‌های گرد حاشیه و سایه‌های زیر دکمه‌ها، حداقل از خودمون بپرسیم: «من برای ارتقای وب‌ فارسی چه کرده‌ام؟»

من فرزاد، عاشق یاد دادنم. طراحی وب انجام می‌دم، فیلم‌های کوتاه می‌سازم و از همکاری با آدمای خلاق بسیار خوشحال می‌شم :)

همچنین:

بــه اشــتراک بـگذاریـد
Share on FacebookTweet about this on TwitterShare on Google+
  • ..... می‌گه:

    وبتون فوق العادس

  • سینا می‌گه:

    سلام فرزاد جان.
    واقعا خوشحال شدم از اینکه کسی در این موارد حرفی زد.صحبت های کلی رو که دوستان در کامنت ها گفتن و شما هم مطلب را کامل و بی تعارف نوشتید و از این کارتون بسیار خوشحال شدم.
    سایت های خیلی کم و انگشت شماری دیده میشه که ایده ای مثل ایده سایت شما داشته باشه.به قول خود شما بیشتر وبلاگ ها و سایت ها بیشتر در حوزه تکنولوژی مطلب میزارن که اون هم اغلب کپی از مطالب دیگران است و حتی ممکن است دیگر نویسنده اصلی مطلب در سیل کپی و پیست کردن های دیگران گم شود.من خودم به شخصه از وب تو خیلی استفاده کردم.مطالب خواندنی و جذاب و البته “مفید و آموزنده” ای رو در وبسایتت میزاری که کار هرکسی نیست.خیلی سایت ها هستند که با کپی و پیست کردن از دیگران به جایی رسیده اند.اما اینکه وب تو خودش تمام مطالب رو دسته بندی میکنه و از کپی پیست استفاده نمیکنه برام خیلی ارزش داره.در کل وب آموزنده و جالبی داری. اینو بدون که هرکسی که سایتت رو باز میکنه احساس راحتی میکنه و حداقل برای خود من ،مطالبت رو دنبال یکنه و استفاده میبره.
    موفق باشی.

  • فاضل نجفی می‌گه:

    باسلام و احترام
    حرف های شما را خواندم و به تفکر عمیق در عمق یک چالش فرو رفتم! من مدیر یک شرکت فناوری اطلاعات و با سابقه حدود ۱۰ سال در زمینه توسعه وب و اینترنت هستم که متاسفانه در این ۱۰ سال منتظر سخنی بودم که واقعا این فرهنگ اشتباه و رقابت های ناسالم را به چالشی مردانه دعوت کند که خوشحالم این سخن از زبان مدیر فرهیخته وبگاه بغبغو میشوم…
    همکارعزیز، شما را بخوبی میشناسیم و میدانیم مطالب غنی را در کجای این زمین مجازی پیدا کنیم. دیگر رقابت بر سر مقام نیست مردم میدانند که اعداد و ارقام نشان دهنده کیفیت نیست.
    در پایان حرف هایم اشاره ای کنم به بغبغو، وبگاهی که با تمام سادگی اش مطالبی دارد که در هیچ کجای این سرزمین به زیبایی گفته نشده است! روز های شروع این وبگاه را به یاد دارم ومیدانستم ایده های این وبگاه پایان ندارد، از دور شما را آنالیز میکردم و خوشحالم با داشتن چنین کاربران با فرهنگی قدم های آهسته خود را بر روی این زمین محکم برمیدارید، مثل روز های قدیم اهداف خود را با کیفیت بالا و مطالب غنی حفظ کنید و مثالی باشید بر زبان مدیران تا فرهنگ اصلی وب را بدانند
    از خداوند آرزوی روز های خوب را برای شما دارم..
    باتشکر
    ارادتمند شما فاضل نجفی
    مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات پاساک

  • مهدی می‌گه:

    ببین عزیز دل من چند تا مطلب پراکنده می گم خدمتت فکر می کنم ذهنت رو بازتر کنه
    اینکه شما می بینی یه عده نمیان رایگان راهنمای درجه یک بنویسن یا مثلا بگن من براتون یک سایت فوق‌العاده رو همینجوری راه می ندازم و … دلیل داره و اونم پول دوست بودن جامعه توسعه دهنده وب نیست
    دلیلش اینه که مسیر کسب درامدشون اینه شما مثلا میری مطب یه دکتر بگی بیا مثلا برای اینکه ساعات خوشی رو با هم داشته باشیم یه گپی با هم بزنیم؟ خوب اون محیط کار و درامدشه حالا ممکنه محیط کار یکی از دید دیگری باشه محل تفریح. (مثل سینما،‌ پارک آبی و …)
    کلا وب نویسا در حدود ۷۵ درصد کاملا آماتور و بی تجربه هستن ۲۰ درصد دانش رو دارن ولی تجربه ندارن و ۵ درصد هستن که هم دانش دارن هم تجربه (اما معمولا آدما گرونی) این یه حقیته امیدوارم گیر ۷۵٪ اولیه اونم تو اولین تجربیاتشون نیوفتی :)
    حالا اینکه چرا انقدر سایت های فناوری زیاده چون اکثرا سایت ها توسط سازنده هاشون مدیریت میشه بنابراین طرف درمورد چیزایی که ازشون سر در میاره می نویسه
    موضوع اینجا فرهنگیه! ایرانیا خیلی تولید کننده نیستن (این یه عادت برای همه‌ی ایرانیاست دلیلش هم فرهنگ بد یادگیری در مدرسه هست همه باید بشینن
    گوش کنن معلم چی می گه و بس و قاعدتا تولید رو یاد نمی گیرن)
    نگاه کن وبلاگ های غیر فناوری موفق توسط کسانی مدیریت میشه که یا دید فناوری خوبی دارن(خوره تکنولوژی هستن) یا آدم‌های کامپیوتری هستن که غیر از کامپیوتر از یه چیز دیگه هم سر درمیارن (یه رابطه کاملا طبیعی فرهنگی)
    فراموش نکن باید ببینی چقدر از کاربرات از سرچ کردن به سایتت رسیدن چقدر با تایپ کردن مستقیم آدرس سایتت چقدر هم از لینک سایتت توی یه جای دیگه هر وقت تعداد کاربران مستقیم سایتت بیشتر از دو مورد دیگه شد یعنی یه عده رو معتاد بد بخت کردی و یه سایت خیلی خوب داری

    پ‌.ن‌۱. راستی وبلاگت رو خیلی خیلی دوست دارم خیلی خیلی زیاد
    پ‌.‌ن‌۲. من تاحالا جایی از وبلاگت ندیدم کمک بخوای به هر حال اگه کمکی خواستی ایمیل بزن (خیلی خوشحال می شم اگه بتونم راهگشا باشم) این آقایونی که این بالا کامنت گذاشتن، بعضی‌هاشون رو میشناسم اون ها هم وب‌کار های خوبی هستن و من مطمئنم می تونی حداقل ازشون مشاوره و راهنمایی بگیری.

  • حسین فراهانی می‌گه:

    سلام. من خیلی وقت پیشا به طور اتفاقی سایت شما رو دیده بودم! امروز میخواستم یه جامدادی برای خودم بسازم که یاد این سایت افتادم و دوباره پیداش کردم! مبحث جا مدادی بماند!!!
    چند وقتی هست که یه سایت شخصی از رو سرگرمی و علاقه راه اندازی کردم. بعضا مطالب درسی هم توش میذارم. ولی اخیرا رفتاری که از همکلاسی های دانشگاهم دیدم باعث شده یکم دچار تردید بشم!!! دیروز می خواستم یه گزارش کار کامل آزمایشگاه که براش خیلی زحمت کشیده بودم بذارم تو سایت اما با خودم گفتم فایده ای نداره!
    امروز هم واسه خودم یه جا مدادی طراحی کردم… کلی با خودم کلنجار رفتم که اون چیزی که به ذهنم رسیده بذارم تو سایت یا نه!!! آخرش هم خبیثی غلبه کرد و راضی شدم که فقط خودم بلد باشم!!!
    حق با شماست!!! همه چی تقصیر خودمونه!!!
    سعی می کنم در مورد اخلاقم و رفتارم در وب تغییر + ایجاد کنم.
    من که میام اینجا و خلاقیت های شما رو رایگان و حتی بدون تشکر استفاده می کنم… خوبه که محبت شما رو با محبت جبران کنم!

  • محمد می‌گه:

    من هم موافقم
    خیلی وبلاگ های فناوری زیاد شده و اکثرا هدفشون درآمده !

  • فرزاد نجاریان می‌گه:

    سلام فرزاد جان.
    مطلب شما بسیار تامل برانگیز و بجا بود. امیدوارم این فرهنگی که شما اینجا عنوان کردی کم کم جا بیفته.

    سپاس

  • sharareh می‌گه:

    فرزاد جان کارت را خوب شروع کردی وخوبتر هم ادامه می دهی در صورتی که از مطالب پویا استفاده کنی.واز دوستداران مطالبت بخواهی انتقادات راه گشا ارائه دهند.صائب می گوید:..همت بلند دار که مردان روزگار/از همت بلند به جایی رسیده اند.موفق باشی

  • بهروزم می‌گه:

    درود . کم تر می نویسم بیشتر میخونم . این زرد گاه وب فارسی که تبدیل شده به باز نشر مطالب دست چندمی اعصاب رستم رو هم اگر گیکی بود داغون میکرد . مشکل ریشه ای تره به نطر من البته بر میگرده به این که اغلب مشکلات خودمون رو نمیدونیم خلاقیت نداریم و درگیر روزمرگی شدیم . کم نیستند دوستانی که سعی میکنن وب فارسی رو جای بهتری کنند ولی به قول شما هر کدوم قسمتی رو گرفتند و بدون تعریف پروژه و پشتیبانی و فلسفه شروع میکنند و بعدش هم در نهایت کم کار میشن و مشکلات زندگی و در نهایت وبگاه ها بسته میشه .

    تجربیات خودم به عنوان وبلاگ نویس و طراح سایت بهم نشون داده که کار تیمی تو وب ایران موفق نیست . ما مدیران ای تی خوبی نیستیم

  • عرفان می‌گه:

    سلام
    اگه میخوای زودتر به آب برسی(طبق گفته خودت)من میتونم کمک کنم
    اگر دوست داشتی بهم ایمیل بزن تا باهم یه وب جانانه بسازیم
    منم طراح وب و… هستم
    منتظر جوابم

  • امیر می‌گه:

    سلام دوست من
    اول از اسم سایتت بگم که جالب و به یاد موندنی هستش و مطالبت جالب. می دونی آدم کلا انتظار نداشته باشه راحتتر و با فراغ بال می تونه به کارش ادامه بده، هر چند که کاملا می فهمم که چی می گی ولی متاسفانه توی ایران این یه اپیدمی بد شده و همه فقط دنبال استفاده و منافع شخصی هستند و حتی حاضر نیستند از جایی که چیزی رو یاد می گیرند و یا استفاده می کنند حداقل یه تشکر خشک و خالی کنن! چیزی که فکر می کنم بر می گرده به شعور اجتماعی ما ایرانیها که روز به روز در حال آب رفتن هستش.
    به هر حال امیدوارم امیدوارانه به کارت ادامه بدی و موفق باشی و بدون که کاری مثل این بیشتر دلی هستش و از روی عشق باید باشه، همین.

  • sherafati می‌گه:

    سلام
    تمام مطالبتونو خوندم
    ادم باید تلاش کنه مگه نه؟
    زیاد ناراحت نباش چون کسانی هستند که بزرگند ولی شما توجه نکردین

  • مفتش می‌گه:

    این فقط مربوط به فضای مجازی نیست!
    اخلاق مرده دیگه، کسی حاضر نیست به تازه واردها کمکی کنه، عموما هم به رزق و روزی اعتقاد دارن! سالار تفکر جهان سومی رو خوب گفت.

  • یکی از همین آرش ها می‌گه:

    با سلام

    ضمن این که صحبت های جناب امیرعباس رو کاملاً تأیید می کنم, و تا حدودی هم با آقای کابلی موافقم. من حدود شش سال توی همین اینترنت به میزبانی بلگفا وبلاگ می نوشتم, تا این که ازدواج کردم و بعد فیلتر شدم و بعد هم کاملاً مسدود (اون هم به علت این که سایتی که بعضی از عکس های مربوط به مطالبم رو توش گذاشته بودم لینک اون تصاویر رو خالی کرد و آزاد کرد و دیگرانی توش تصاویر مستهجن گذاشتند و من هم خبر نداشتم), وبلاگم هم شخصی بود با تکیهء بیشتر روی مسائل ماوراء طبیعه. برای هر پستم اول توی اینترنت فارسی می گشتم تا ببینم مطلبم تکراری نباشه یا این که چقدر در موردش تا به حال بحث شده و چی گفتن. بعد اینرنت غیرفارسی رو می گشتم برای یافتن منابع تازه جز اون چه خودم می دونستم و می خواستم بنویسم. خلاصه سرت رو درد نیارم با این که وبلاگ من به اندازهء وبلاگ شما حرفه ای نبود با مداومت و استفاده از تکنولوژی های ارتباطی و شیرینگی که تا اون زمان بود(هنوز غول های اشتراک اجتماعی مثل فیس بوک نبودن یا باب نبودن), این اواخر روزی حدود هزار تا بیننده داشتم. یه علت مهمش همون مداومت و طولانی مدت نوشتن بود.
    به جز این یه مطلب مهم دیگه اینه که شما حتماً بهتر می دونید که وبلاگ نویسی حرفه ای دیگه یه صنعته, یه کاره, یه حرفه است. پس قوانین یه حرفهء رقابتی بر اون حاکمه. یعنی وقتی شما خودت رو دات کام کردی یعنی افتادی توی یه رقابت بی رحمانه, دیگه داستان مخاطبینت چهار تا دوست و ده تا مهمون گذری و ۵۰ نفر که از تو گوگل سرچت کنن نیست, باید برای تبلیغ خودت هزینه کنی, هزینهء ایده ای , هزینهء زمانی, هزینهء ایده ای و… چرا پایین پست هات ابزاری برای لایک زدن نداری؟ همین الان مطلب “آموزش ساخت خیمه عکاسی با جعبه مقوایی” رو خوندم و لذت بردم, نه می تونستم برات لایک بزنم نه می تونستم برای خودم مطلبت رو بفرستم به اکانت Pocket, نه می تونستم به فیس بوک شیرش کنم و نه به هیچ جای دیگه.
    بالای همین مطلبت نوشته ارسال شده از فرزاد, اون بالا دنبال یه لینک دربارهء ما می گردم که نداری, می خوام ببینم نویسندهء این وبلاگ کیه؟ یه نفره؟ ده نفرن؟ نیست. یعنی همهء اینها رو شما یه نفری می نویسی آقای بیان؟ بعی می بینم هم خودت اشاره کردی به تیم بغبغبو, هم متن نوشتت و بیشتر موضوعاتت یه خورده زنونه می زنه. من به عنان مخاطبت حق ندارم یه تصویری از نویسندهء مطلب تو ذهنم داشته باشم (منظورم تصویر چهره نیست)؟
    با همهء اینها از سایتت خوشم اومد (چرا اسمش رو گذاشتی بغبغو؟) و بوکمارکت کردم و حتماً مطالبت رو سیر می کنم و به دیگران هم معرفیت می کنم و امیدوارم هر روز بهتر از دیروز بشی.
    پ.ن: راستی من از یه لینک از سایت یک پزشک اینجا رو پیدا کردم, بازم دم دکتر مجیدی گرم.

    • فرزاد می‌گه:

      سلام دوست عزیز. ممنون از نظری که گذاشتی. همونطور که از سایر کامنت‌ها متوجه شدی، مایل نیستم به نظرات این پست پاسخی بدم؛ چون افکار و تجریبات افراد هست و نقدی برشون وارد نیست.
      اما یکسری موارد که شاید لازم به توضیح باشه و مایل باشی بدونی رو ذکر می‌کنم. من روی طراحی تک تک اجزای این وبلاگ، فکر کردم و اگر امکانی وجود داره یا وجود نداره در ذهن خودم براش دلایلی رو در نظر گفتم (هرچند شاید منطقی نباشه). مثلا با توجه به تجربیاتی که در این چندسال (از بغبغو و وبلاگ قبلی‌ام) کسب کردم، به این نتیجه رسیدم که دلیلی برای اجباری بودن وارد کردن ایمیل، برای ارسال نظر وجود نداره (این نتیجه‌گیری صرفاً برای این وبلاگ و با توجه به شرایطی که داره انجام شده) و مواردی از این قبیل که وجود دکمه‌های لایک یا اشتراک‌گذاری هم از اون دست هستن. این دکمه‌ها در پوسته‌ی قبلی بغبغو وجود داشت، اما با توجه به شرایط این سایت ترجیح دادم حذفشون کنم.
      بالای صفحه‌ قسمت منو بخش «درباره» وجود داره که می‌تونی اطلاعاتی راجع به سایت کسب کنی، لینک‌های توییتر، فیس‌بوک و Instructables هم اونجا قرار داده شده (فکر می‌کنم این صفحه رو دیده باشی). در این مورد هم به وجود همین مقدار اطلاعات بسنده کردم و نیازی به معرفی خودم ندیدم؛ چون هرچند من نویسنده‌ی اصلی (از لحاظ کمیت مطالب) باشم، همون‌قدر وجود توضیحات در مورد خودم رو لازم می‌دونم که وجود توضیحات در مورد نویسنده‌های مهمان رو، حتی اگر تنها یک مطلب داشته باشند. پس وقتی هدف اصلی این وبلاگ گروهی نویسی هست، دلیلی وجود نداره که من به معرفی شخص خودم بپردازم. با این همه، به دلیل عدم وجود صفحه‌ی شخصی برای هر نویسنده، این انتقاد رو می‌پذیرم، هرچند جاش صفحه‌ی «درباره» نباشه.
      ضمنا، کنار هر مطلب نام نویسنده ذکر شده. پس اگر مطلبی فرستاده‌ی من باشه اسم من رو می‌بینی؛ حالا خواه زنونه باشه (به دیدگاه شما) یا نه. در یک حالت استثنا – در حال حاضر – اگر مطلبی نوشته‌ی نویسنده‌های مهمان باشه، باز هم اسم من به عنوان فرستنده قرار می‌گیره که در این صورت اول نوشته نام نویسنده‌ اصلی وجود داره و در آخر هم باکسی جهت معرفی کامل‌تر قرار گرفته تا ابهامی صورت نگیره.
      منظور از تیم هم من و دوستان انگشت‌شماری‌ست که فعالیت مستمری در این سایت دارن.
      توضیح انتخاب اسم هم طولانی‌ست (و شاید اصلا غیرقابل توضیح)؛ فقط در همین حد که من در دوران کودکی از این کلمه استفاده می‌کردم.
      لینک این مطلب رو در وبلاگ‌ یک‌پزشک مشاهده کردم، هرچند به اشتباه عنوان نادرستی گرفته بود (نمایش متن کامل)؛ از آقای مجیدی تشکر می‌کنم.

  • کیو وِرتی۱۳ (مرتضی) می‌گه:

    والا چی بگم…
    الان هر بچه ای میاد یه سایت یا وبلاگی میزنه مطالب تکراری پیست میکنه کلی بنر هم میچسبونه و ظاهرا یادش رفته که این بازدید کننده ها یه چیزی به نام “شعور” هم دارن!

  • امیرعباس می‌گه:

    کلا زیاد دنبال حمایت بقیه نباشید. این قضیه همه جای دنیا هست. وبلاگ هایی که الان خیلی بازدید بالا دارند عموما خیلی وقت هست که به طور مستمر می نویسند. چه ایرانی و چه غیر ایرانی این مستمر نویسی هست که باعث میشه شما یه گروه رو دور خودتون داشته باشید که به شما اعتماد دارند. همون وبلاگ های مطرح هم اگر یک ماه فعالیتشون رو متوقف کنن خیلی سریع فراموش میشن. خاصیت اینترت هم همینه. فقط چیزی بیشتر دیده میشه که بیشتر جلوی چشم باشه.

    موضوعی که شما درباره اش می نویسی موضوع عامی نیست. اکثر کاربران ایرانی یا دنبال مطالب چرت می گردن یا اینکه تو سایت های فناوری می چرخن ولی این به نشون دهنده این نیست که شما نتونی مخاطب برای خودت جمع کنی. مثلا سایت آکادمی فانتزی http://www.fantasy.ir/ سال هاست داره فعالیت می کنه و با توجه به موضوع خاصش الان یه کامیونیتی برای خودش داره.

    مال الان برای مباحثی مثل طراحی وب هم یه مرجع فارسی نداریم ولی مقصر خود ما هستیم که تا الان هیچ اقدامی براش نکردیم و هیچ کدوممون نبودیم که حداقل یک سال مداوم درباره یه مطلب بنویسیم.

    شما دو سه سال مداوم و مستمر و با برنامه نویس مطمئن باش مخاطب خودت رو پیدا می کنی

  • سالار کابلی می‌گه:

    متاسفانه وب ایران خیلی بی‌رحمه. ینی در واقع آدم‌هایی که توش فعالیت می‌کنن بی‌رحمن.
    من این رو با تمام وجود حس کردم. فقط کافیه یه ماه ازت خبری نباشه و یا نتونی همیشه حضور مداوم داشته باشی، همه فراموشت می‌کنن و سعی می‌کنن از روی کارهایی که قبلا کردی رد بشن.
    ایرانی‌ها همون کسایی هستن که وقتی تو خیابون دعوا می‌شه، یا پلیس داره یکی رو کشون کشون سوار ماشین می‌کنه به جرم اینکه لباسش نامناسبه، به جای اینکه دخالت کنن و به کمک طرف برن، وایمیستن و فیلم می‌گیرن یا سری تکون میدن و رد می‌شن. همین آدم‌ها، البته نسخه پیشرفته‌ترشون وارد دنیای مجازی شدن و هرکدوم برای خودشون یه بیزینسی رو راه انداختن و حاضر نیستن به کسانی که به کمکشون نیاز دارن کمک کنن. فقط سعی میکنن برن سمت آدم هایی که فکر می‌کنن در آینده براشون مفیدن.
    چیزهایی که میدونن رو آموزش نمیدن چون فکر می‌کنن اگر کس دیگه‌ای این چیزها رو یاد بگیره، برای خودشون رقیب تراشی کردن و نونشون آجر میشه.
    این تفکرات ایرانی و جهان سومی تمام وب فارسی رو فرا گرفته. تفکرات قومیتی و مذهبی و غیره، داره آدم‌ها و اخلاقشون رو نابود می‌کنه. کسایی که تو تهران زندگی و کار می‌کنن، بقیه آدم‌ها رو به حساب نمیارن، و بقیه ادم‌های کشور، کسایی که تو تهرانن رو به حساب نمیارن چون فکر می‌کنن اون‌ها سهمشون رو خوردن! و هزار جور مثال دیگه میشه زد در این زمینه.
    این مسایل پایه‌ای سال‌های سال طول می‌کشه که بخواد ذره‌ای تغییر بکنه و برای همین نباید انتظار خاصی ازین جماعت داشته باشی.
    متاسفانه ایرانی‌ها به جای حمایت بیشتر ترجیح میدن حسادت و رقابت ناسالم بکنن. اگر کسی پیشرفتی کرد به جای خوشحال شدن از پیشرفتش، همکارهاش سعی می‌کنن پشت سرش حرف بزنن و زیرآبشو بزنن و پیش بقیه خرابش کنن.
    تا زمانی که این چیزها درست نشن، نباید انتظاری داشت.

    موفق باشی.

    • رامین می‌گه:

      سلام
      حرفاتون خوب بود و محترم
      ولی از لحن نوشته تون معلومه با اعصاب خوردی این نطر رو نوشتید.

      بهتر بود جمع نمی بستید چون همه ایرانی ها این جور که شما می گید نیستند.

      در کل همش تقصیر مردم نیست یه خورده هم تقصیر ماست.ما فعالان وب. ما مسئولین .ما خوش فکرا.ما استادا.مامعلما. وما ….

    • هانیه می‌گه:

      خوشحالم ک هنوز آدمایی پیدا میشن ک یه ذره انسانیت توشون پیدا بشه….

      :)

      یه جمله هست ک میگه:

      بزرگترین اشتباه افرادی ک فک میکنن خرشون از پل گذشته اینه ک فک میکنن دیگه پلی جلوشون نیس…

    • محمد می‌گه:

      دوست خوبم، یک نکته، طرف که نمی تونه با مامور پلیس در بیفته؛ خود شما می گی همه فکر منافع خودشونن، حالا شما تصور کن به یه مامور چپ نگا کنی (گلاویزم نشی تازه) چنان پرونده ای می ره به پاچت (سوء پیشینه) که شما رو از زندگی ساقط می کنه و اساسن این بحث حرف زیاد داره؛
      اما در مورد بقیه چیز هایی که گفتی؛ این فرهنگی که گفتی مربوط به اهالی وب نیست، فرهنگ خیلی از مردمه و به خصوص تو تهران (و به خصوص تو بازاریاشون) که به وفور یافت می شه؛ مثل ویروس به خیلی جاها سرایت کرده و به سرعت داره به بقیه جاهای کشور سرایت می کنه. وب بیرحم نیست خیلی از مردم (اونایی که کار ما پیششون گیره) بیرحمن، هم اتاقی من خودش تو کار واردات بود و آدم خوبی بود، می گفت من تو این کار حتا ۱ آدم سالم هم ندیدم. جالب اینجاست که واسه ی حرکتای بی شرفانه و خبیثانه شون (منظورم تو هر قشری نه فقط بازاری) اسم هم می ذارن مثل زرنگی، تیزی، حرفه ای گری، زندگی در دنیای جدید! (دنیای جدید و پلید خودشون البته)، گرگ بودن (برای خورده نشدن توسط بقیه گرگ ها!) و…
      عزیزم این تفکرات جهان سومی (چین هم جهان سومه) و ایرانی نیست، ولی با گسترش بیش از پیشش در آینده ای نزدیک می شه این افکار رو ایرانی نامید (هرچند الان هم شهرهایی مثل تهران تکلیفشون معلومه).
      “متاسفانه بیشتر ایرانی‌ها به جای حمایت بیشتر ترجیح میدن حسادت و رقابت ناسالم بکنن. اگر کسی پیشرفتی کرد به جای خوشحال شدن از پیشرفتش، همکارهاش سعی می‌کنن پشت سرش حرف بزنن و زیرآبشو بزنن و پیش بقیه خرابش کنن.
      تا زمانی که این چیزها درست نشن، نباید انتظاری داشت.”
      همونطور که گفتین سال ها طول میکشه این تفکر (تعفن) تغییر کنه (تازه اگر شخصی یا نهادی بخواد جامعه رو تغییر بده) ما فقط می تونیم رو خودمون و نهایتن خانوادمون کار کنیم تا خوب باشیم و مثل بقیه نباشیم.

      ————————-

      فرزاد جان خسته نباشی، سایتت خیلی خوبه، زیباست و مطلب جالبی داره. منم از یک پزشک پیداش کردم. خیلی خیلی خوبه که به نظرات تو مطالبت پاسخ می دی چون بعضی سایت ها نمی کنن این کارو، امیدوارم وقتی سایتت بزرگتر شد هم همینطوری پاسخگو باشی.
      یک مشکل تو سایتت: وقتی می خوام کادر نظر دهی که الان دارم توش می نویسم رو بزرگ کنم به کندی بزرگ می شه. این عکس توت فرنگی که تو کادر نظردهی گذاشتی ادامه داره و چند تا تصویر دیگه به تصویر توت فرنگی چسبیده، خوب می شه اگه درستش کنی.

الگوی دستبند نخی

خواندنی‌ها

معرفی کتاب